جمعه هفتم آبان 1395مقارن با 26 محرم 1438 خادم الحسين قاسم كريمي دار فاني را ودا گفت
شادي روحش صلوات
بيست هشتمين سالگرد شهادت حميد ملارضا گرامي باد (شادي روحش صلوات)
ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) و روز مادر مبارک باد سلامتي تمام مادرها و شادي روح مادران سفر كرده صلوات
شادي روح والدين شهيدان ملارضا صلوات
دومين سالگرد درگذشت مادر شهيدان ملارضا گرامي باد شادي روحش صلوات
شادي روح كربلايي كريم معروفي صلوات
چهارمين سال در گذشت خادم اهل بيت (ع) فرهاد معروفي گرامي باد شادي روحش صلوات
ششمين سالگرد در گذشت خادم اهل بيت علي معروفي گرامي باد شادي روحش صلوات
ديگه اعتباري به بلاگفا نيست
متاسفانه سه تا از وبلاگهاي
ارزشيم حذف شده
ديگه اعتباري به بلاگفا نيست
ديگه نمي تونم به بلاگفا
اعتماد كنم

پنجمين سال در گذشت خادم اهل بيت (ع) علي معروفي گرامي باد شادي روحش صلوات
جملات زیبا آیت الله بهجت3
ماجـرای برخـورد یـک بانـوی شهیـد با یک زن بی حجـاب در زمان طاغــوت
زمان شاه بود . داشتیم تو خیابون قدم می زدیم . خانم بی حجاب داشت جلومان راه می رفت . فاطمه رفت جلو و بدون هیچ مقدمه ای ازش پرسید : « ببخشید خانم ، اسم شما چیه ؟ » خانم با تعجب جواب داد : زهرا،چطور مگه چیه ؟» فاطمه خندید و گفت هم اسمیم »
بعد گفت : می دونی چرا روی ماشینا، چادر می کشند ؟»خانم که هاج و واج مانده بود گفت :«لابد چون صاحبشون می خوان سرماو گرما و گــرد و غبار و اینجور چیزا به ماشینشون آسیب نزنه فاطمه گفت :«آفرین! من و تو هم بنده های خدا هستیم و خدا بخاطر علاقه اش به ما، پوششی بهمون داده تا با اون از نگاه های نکبت بار بعضـیا، حفظ شیـم و آسیبی نبینیم . خصوصا هم نام حضـرت فاطمه سلام الله علیها هم هستــیم …بعدها که اون خانم رو دیدم محجبه شده بود .»
شهیده فاطمه جعفریان
شهادت :۱۳۵۶
علت شهادت : توسط ساواک رژیم شاه
برگرفته از کفش های به جا مانده در ساحل ، ص۱۷
| جــوان انقـلابی – javanenghelabi.ir | :
به نـگارش اقــا : علیـرضا صحــرایی از ؟!!
مادر شهيد قصه داره،قصه پر غصه داره
قصه میگویم برای اهل دلتا نگردم پیشه مولایم خجل
باز هم یکی بود و یکی نبود
باز هم زیر همین چرخ کبود
مادری خسته دل و رنجیده
داغ فرزند شهیدش دیده
آمده کنار قبر پسرش
عقده واکرده برای جگرش...
پسرم تا که شهیدان بودند
آسمان آبی بود
مهربانی و صفا بود و امید
همه چون آئینه با هم یکرنگ
سینه ها بوی محبت میداد
خاک هم بوی شهادت میداد
چشم ها پائین بود
حرف یکرنگی بود
ظاهر و باطن افراد به هم فرق نداشت !
همه ی خانم ها زیر چادر بودند
صحبت از تقوا بود همه جا زیبا بود
پسرم سنگ صبوره دل من
ای امید من و ای شاهد تنهایی من
چند سالی است نصیبه دل من
غم غربت شده است
خسته ام زین همه تزویر و ریا
خسته ام از همه ی مردم شهر
تو دعا کن که بمیرم پسرم
تو دعا کن که بمیرم پسرم...
همه بر زخم من انگار نمک می پاشند
نام های شهدا را زاماکن همه بر میدارند
از دل خسته ما بی خبرند
ای عزیز دل من ای پسرم
پسرم،درده دل بسیار است
چه بگویم دل خونی دارم
گله دارم گله از بعضی ها
به خدا سخت زمینی شده اند !
فکر کارند همه،فکر کارند و پی پست و مقام اند همه
فکر اندوختن ثروت و مال اند همه
خط کج گشته هنر
بی هنرها همگی خوب و هنرمند شدند
در مجالس و سخنرانی ها تکیه و هئیت ها جای زیبای شهیدان خالی است
یا اگر هست از آن بوی ریا می آید...
آه ای مردم شهر که چنین در دل خود غوطه ورید
نکند پا بگذارید به خون شهدا !
دل فرزند شهیدی نکند تنگ شود
جان زهرا(س) نگذارید که این فاصله فرسنگ شود
خواب غفلت به خدا گوشمان پر کرده
چشممان را بسته همه در خواب خوشیم
همه در فکر تجمل هستیم
فکر روز و شب ما نان شب است
غافلیم کوفه پر از آه شده
کوچه های تنها همه پر چاه شده
و علی سید،رهبر تنهایی
بر سر چاه زمان،با دل تنهایش درد و دلها دارد
بر سرهر چاهی اشک ها می بارد...
آه ای مردم شهر،آه ای هیئتیان،آه ای سینه زنان،آه ای گریه کنان،آه ای مسئولین !
نکند پا بگذاریم به خون شهدا
نکند نام شهیدان رود از خاطره ها
نکند مادر و فرزند شهید،بوی غربت گیرند
به خدا یک یک ما مسئولیم !
باید اینجا همه مان کرب و بلایی باشیم
صادق و پاک و خدایی باشیم...
گرفته شده از سایت ستاد کنگره مهندسین شهید
من نمي دونم بعضي از خانم هاي محترم چطوري با اين كفشها راه مي روند
به آیت الله بهجت گفتند :

همه میپرسند چه کار کنیم؟
من میگویم: بگویید چه کار نکنیم؟
و پاسخ اینست:
گــــــــنــــــــــــاه نــــکــنــیــد.
شاه کلید اصلی رابطه با خدا " گــنــاه نــکــردن " است.
از ما، عمل چندانی نخواسته اند!
مهم تر از عمل کردن، "عمل نکردن" است!
تقوا یعنی "عمل گناه را مرتکب نشدن!
ماجـرای چادری شـدنم | بـرای حفـظ چــادرم ، هزینــه ها و سخـتی هـای زیـادی کشیــدم
سلام. من از بچگی چــادری بـودم
شاید اولش برای این بود محــل زندگی ام این گــونه می طلبید
بعــدها که امدم برای ادامـه تحصــیل تهـران
روز اول در خــوابگاه
یکی از آن دختــرهای آنچــنانی
با لحـن دلسوزانــه گفـت : چادرت را جمــع کن بگــذار چمــدان، آخـرش مجبوری چـادرت را کناربگــذاری
و بعد گفت : بـرای خــودت می گــویم بـرای پیشــرفتت!
من چیــزی نگفـتم
سال ۸۲ دانشـگاه علامه مـحل جــولان افکار ســکولار و مـخالف حجــاب بود
وخیلی از ماها تحـت فشار بــودیم
من تصمــیم را گــرفتم
چــادرم را محکمتــراز گذشتـه بر سـر داشــتم
هرچنــد اسـتادم نمراه ام را کــم کــرد
هر چـند مسئول خوابــگاه اتاقـهای شلــوغ را به ما می داد
هر چنــد…..
اما…
ســال ۸۹
دوباره همــان دختــری که سال اول دانشـگاه دیــده بـودم رو دیــدم
اون فقــط درگیر دوـست و دوســت بازی
من فــوق لیسـانسم را با معــدل بالا گــرفتم و…
| جــوان انقـلابی – javanenghelabi.ir | :
به نـگارش بانـو : مرضیـه از اصفهـــان
مرحوم آیت الله بهجت(ره) یکی عارفان بزرگ زمان بودند.
روزی به ایشان گفتند : کتابی در زمینه اخلاق معرفی کنید.فرمودند:
لازم نیست یک کتاب باشد یک کلمه کافیست که بدانی : "خدا می بیند" .
دوسـت داشتـن امــام زمـان (عج) به دل اسـت نه ظاهـر…!
بهش گفتم : امام زمان عج رو دوست داری؟
گفت : آره ! خیلی دوسش دارم
گفتم : امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟
گفت : آره!
گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟
گفت : خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله
گفتم : از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد
گفت : چرا؟
براش یه مثال زدم :
گفتم : فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟
بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. بعد تو بهش میگی : اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه : عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! دوست داشتن به دله…
دیدم حالتش عوض شده
بهش گفتم : تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟ تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟
گفت : معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه
گفتم : پس حجابت….
اشک تو چشاش جمع شده بود
روسری اش رو کشید جلو
با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم ، حجاب که قابلش رو نداره
از فردا دیدم با چادر اومده
گفتم : با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!
خندید و گفت : می دونم ! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره
می گفت : احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه.
شیطان

آيا می دانيد که اگر شما در حال حمل قرآن باشيد ،
مرگ چه آوازه قشنگ ایست

چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان
نه به دستی ظرفی را چرک
میکنند!
نه به حرفی دلی را آلوده!
تنها به شمعی قانعند و اندکی
سکوت...
شادي روح همشون صلوات
مادر چشم انتظار

عزيزتر از جونم الهي مادر قربونت بشه
وقت رفتن قد رعناي علي اكبرو داشتي مادر!!
چرا علی اصغر برگشتی فدات شم ؟؟؟؟؟
خوشا آنانکه باعزت زگیتی بساط خویش برچیدند و رفتنـد.

اینک که دست طبیعت، بهار زندگی ما را به برگ ریزان خزان بدل کرد و گل سرسبد زندگی ما را به دیار باقی بردو روح بلندمادری مهربان،خیر وعاشق پاکباخته اهل بیت(ع) مرحومه مغفوره شادروان مادر عزیزم حاجيه خانم مرمر برموز رحمانی را با خود به پرواز در آورد و به ملکوت اعلی فرستاد و همه را در ماتم و سوگ ابدی نشاند، به حکم ادب و حق شناسی، بدین وسیله از همه عزیزان، سروران، دوستان، آشنایان، اقوام که بازماندگان را در تحمل این مصیبت یاری بخشیدند و با حضور آرامش بخش و دلسوزانه خود، مورد تفقد قرار دادند و یا با تلفن، پیامک، نمابر، ارسال اعلامیه، ایمیل، پارچه نوشته، ايميل، وب سايت،درج آگهی در مطبوعات و با نثار تاج گل و حضور خود مرهمی بر قلب داغدارمان بودند، صمیمانه تشکر می کنم. همچنین نظر به این که به علت تالمات روحی فراوان و کثرت بزرگواران، قادر به قدردانی حضوری و تلفنی نشده ام، یک بار دیگر دست همه شما را می فشارم و می بوسم و دست دعا به امید اجابت به درگاه خداوند بزرگ بلند می کنم و سلامتی و بهروزی همه شما را از درگاه خداوند متعال مسئلت دارم
ارادتمند شما وحيد ملارضا
هفتمين روز در گذشت مادر شهيدان ملارضا برگزار شد شادي روحش صلوات
شادی روح مادر شهيدان ملارضا صلوات
مراسم هفتمين روز در گذشت اسوه صبر و ایثار مرحومه مغفوره شادروان حاجيه خانم مرمر برموز رحمانيمادر جاويدالاثر شهید امير ملارضا و شهيد حميد ملارضا و مادر خانم شهيد رسول بسته اي اين مبارزان راستین دوران انقلاب اسلامی ، در روز چهارشنبه 92/11/16 از ساعت 14 الی 16:30 در سرمزارش واقع در بهشت زهرا (س) قطعه 56 با حضور خانواده شهدا و اقوام و آشنايان و امت شهيد پرور برگزار گرديده شد
برای شادی روح مادر عزیزم مرحومه مرمر برموز رحمانی مادر شهيدان ملارضا صلوات
مادر هنوز فراق پدر نرفته از یادم که زود رفتی از دستم
جان پسر فداي تو، اي مادر عزيزم
كي داني از فراقت، چه ها بر پسر گذشت؟
لطفا يك جمله از ته دل براي خدا بنويسيد
دعای مخصوص برای شفای بیمار

»» اين دعا را برای بيمار یخوانيد ان شاء الله شفا يابد ««
در زبده الدعوات روايت کرده است که رسول خدا (ص) به خانه حضرت فاطمه (س) آمد. امام حسن را بيمار يافت و اين منظره بر آن حضرت خيلی گران آمد. جبرئيل نازل شد و گفت: يا محمد تعليم کنم تو را دعايی که با آن فرزندت از ناخوشی خلاص گردد، پس خواند:
“اللهم لا اله الا انت العلی العظيم ذو السلطان القديم و المن العظيم و الوجه الکريم“
” لا اله الا انت العلي العظيم ولی الکلمات التامات و الدعوات المستجابات خل ما اصبح.“
پس حضرت اين دعا را خواند و دست خود را بر پيشانی امام حسن (ع) گذاشت و شفا يافت.
»» دعايی که در موقع بيماری بايد خوانده شود ««
در جواهر القرآن آمده است هر که بيمار باشد و اين دعا را در آن بيماری چهل مرتبه بخواند، به امید خدا شفا پیدا کند.
” لا اله الا انت سبحانک انی کنت من ظالمين “
اگر در آن مریضی بمبرد ثواب شهدا را دريابد و اگر صحت يابد گناهان وی آمرزيده گردد.
انشاالله خدا به حق امام زمان (عج) مادر
منو كه دكترها قطع اميد كردن شفاي
كامل بدهد







السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)